سلام ^_^

آقا دیدین چی شد؟! اصلا یادم نیست این چالش از کجا شروع شده و چجوری دعوت شدمو اینا :| کلی وب رو هم شخم زدم ولی به نتیجه نرسیدم لطفا در صورت اطلاع من رو از خماری درارید :)

اینم بگم که من جواب کامل این چالش رو همون هجدهم اسفند ۹۹ نوشنه بودم ولی دوتا سوالش مونده بود و منتشرش نکردم و گم‌وگور شدم تا الان، برای همین خب طبیعتا سوالایی که آخرین باری که... دارن الان جوابشون متفاوت می‌شن، گفتم شاید براتون جالب باشه :| برید بخونید دیگه همین :)

 

1. دوست داری چه چیز دنیای مجازی واقعی بشه؟

مهربونی :)) اینجا همه حرفای همو میشنون و زود با هم جور میشن ولی تو واقعیت خیلیا همو بد نگاه میکنن و کلاً حس خوبی خیلی منتشر نمیکنیم :((

 

2. کدوم شخصیت تو فیلم ها یا برنامه کودکاست که اداشو در میاری یا صداشو تقلید میکنی؟

الان هیچی :| اما بچگیام کلاً با ادای السا و آنا گذشت -_- و واقعا حال میداد :)) یه چیزی تو مایه های لیدی باگ الان برای بچه ها بود فروزن :))

کلا ازین خزبازیا دوست دارم ولی فکر نکنم استعداد چشمگیری داشته باشم. :/

 

3. چه ساعت یا ساعت هایی توی طول روز حس بهتری بهت میده؟ 

از نیمه شب تا حدود 6-7 صبح بهترین حال ممکنو دارم... اگه والدین گرامی بذارن زندگیمو کنم و نخوابم البته :|

 

4. تا حالا پیش اومده توی حال خودت باشی و یه کاری کنی بعد یکی ببینه و خجالت بکشی؟ ( تعریف کن )

اوووف زیاد :/ البته همیشه هم باعث خجالت نبوده... نمیدونم این حسابه یا نه ولی این موردی بود که خیلی خجالت داشت به نظرم :0 ... صبح خواب مونده بودم با عجله و بدبختی در کمتر از پنج دقه خودمو رسوندم به سرویس و انقدر هول بودم که نصف چادرم موند بیرونِ در ماشین :||| بعد یه کم رفتیم جلو دیدم دارم کشیده میشم به سمت بیرون :|||| واقعا اون لحظه اصلا فکرشم نمیکردم چادرمه که داره میکشه :)) گفتم شاید قیامت شده! =) خلاصه فهمیدم و چادرمو جمع کردم... (هوا بارونی بود خیس و گلی هم شده بود ://) بعد رسیدیم و خیلیی با خونسری به سمت در مدرسه حرکت کردم و ... خب همه یه جور خیلی بدی نگاه میکردن :0 تا اینکه یه بنده خدای عزیزی اومد گفت کلللللِ چادرت جرواجره :000000 و خب از دوستان نمکِ گرامی که بگذرم بخش جالبش اونجا بود که باید با همون بر میگشتم خونه -_- میدونم این سوالو دارم طول میدم ولی یه چیز دیگه ام یادم اومد... تو حال خودم بودم میخواستیم بریم تو یه مغازه و من اصصصصلا شیشه رو ندیدم :)) اصلا ها :))) و خب با صورت خیلی خیلی محکم خوردم تو شیشه و کل مغازه لرزید :)) (چرا حس میکنم اینو قبلا یه بار تعریف کردم؟!) و آقاهه پیشنهادِ آب قند داد بهم در این حد! -_- یعنی تو  خیابونا یه مغازه تمیز مرتب پیدا نمیشه بعد این شیشه ش عین چی شفففاف و تمیز بود :/

 

5. وقتی بچه بودی اغلب کجاها بازی می کردی و چجوری؟بازی هایی که تو بچگی می کردی رو تعریف کن.

ای بابا :)) این سواله از قبلی هم بیشتر براش حرف دارم :))) اممم خب پارکو اینا که میرفتم ولی بیشتر خونه خودمون و بعدش خونه عمه م، خاله م، مامان بزرگم و نمازخونه محل کار مامانم بازی میکردم D: خونه مون که تا دوازده سیزده سالگیمم خیییلی بازی میکردم :)) شیش هفت سالگی میشستم وسط پذیرایی و از پشت تلفن با دوستم حرف میزدیم و وانمود میکردیم دو تا دختر کوچولوییم (اخه واقعا نبودیم! :|) که مامان و خواهر بزرگمون همیشه مهمونی ان و ما میخوایم کللل خونه رو به گند بکشیم و از اتاق لاکچری خواهرمون نهایت استفاده رو کنیم... این جوریشو نگاه نکنید خیلی بازی بیچیده ای بود... دو سه ساعت زمان می برد! D: 

 

6. آسمون توی ذهنت چه شکلیه؟ 

آبیِ آبیِ آبی یکدست با کمی ابر که با یه حالت سه بعدی زدن بیرون! =)

 

7. سه تا وسیله یا چیز ( شیء) که دوست داری داشته باشی؟

پیانو، هارپ(سازِ چنگ)، و بذارین یه موجود زنده اضافه کنم =) خرگوشِ لوپ =)

 

8. خودتو با چند تا اتفاق یا چیز ساده توی زندگی توصیف کن.

ساده باشه؟ :) خب... رنگ سبزسدری و صورتی روشن، ماگِ گل‌گلی، آستین چین‌چینی، فکرِ الکیِ زیااد، شمع، بوی قهوه، دوغ :)، کیک شکلاتی بی‌بی :d

 

9.اغلب اتاق یا لباست بوی چی میده؟ 

اتاقم اصولا بوی بیرونو میده چون پنجره م اصولا بازه =| و گاهاً بوی عودِ خییلی قشنگ =)

لباسامم بوی پودر لباسشویی و بعضیاشون بوی عطرم.

 

10. کدوم شخصیت تاریخیه که براش ارزش زیادی قائلی؟

حضرت زینب، حضرت زهرا و حضرت مریم =)) از بعضی جهات هم دافنه دوموریه و  :) پرنسس دایانا رو هم خیلی دوست دارم :)) خیلی زود بود واسه رفتنش :(

 

11. تا حالا شده توهم بزنی و یه چیزی رو یا اشتباه بشنوی یا حس کنی یا ببینی؟ ( یکیشو تعریف کن )

آمم نمیدونم واقعا.. یه سری خاطرات دور و کور از کودکی دارم که مطمئن نیستم توهم و گاهاً خوابن یا نه؛ چون میگن وقتی یه خاطره رو یه بار یادآوری میکنین، دفعه بعد اون شکلی که یادآوری کردید رو به خاطر میارید نه اصلش =) خلاصه ترجیح میدم خیلی درگیر نشم حالا یه چیزی بوده دیگه. =|

 

12.اغلب همراه با غذا چی میخوری؟

ماست، سالاد شیرازی یا سالاد فصل :/ 

 

13. اگه بتونی یه جای دیگه زندگی کنی اون کجاست؟

سوییس کشور مورد علاقه مه از همه نظر =) اما چون دختر خاله م هلنده، اونجا هم خوبه :-"

 

14. یه جمله به یک آدم فضایی توی یه سیارۀ دیگه بنویس!

اگه میتونی بیا اینجا برای پاره‌ای از توضیحات. =|

 

15. آخرین آهنگی که گوش دادی؟ 

گذشتن و رفتن پیوسته

16. اولین پیامی که توی بیان برای کسی نوشتی ( خصوصی یا عمومی فرقی نمی کنه - اگه دوست داشتین اسم شخص رو هم بگین )

پیامشو که نمی‌دونم اصلا =| ولی فکر کنم برای ریحانه سادات بود :-"

17.آخرین چیزی که به خاطرش ذوق کردی؟

این ظرف چغاله بادوم و توت فرنگی جلوم =))))))))))))

18. اسم چند تا از وسیله هایی که خیلی ازشون استفاده میکنی؟ 

فکر نمی‌کنم جواب این سوال برای هر کس منحصر به فرد باشه :/

گوشی، لپتاپ، اتود

 

19. یه اعتراف به دنبال کننده های وبت کن!

نمی‌دونم چه چیز جالبی ممکنه وجود داشته باشه، اگه سوالی هست در خدمتم :d

 

20. چقدر طول کشید تا چالش رو جواب بدی؟

نیم ساعت حدوداً :)